السيد الخميني

107

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

رفتار كند كه گويى بنده با مولاى خود . البته كسى كه همّش جز دنيا نباشد ، بندهء دنيا و اهل دنيا است ؛ ذليل است پيش كسانى كه معبود او نزد اوست . در هر صورت ، يكى از عوامل قويهء تكبّر كوچكى افق فكر و پستى حد قابليت است ؛ و لهذا چيزهايى كه كمال نيست ، يا كمال لايق نيست ، در او تأثير شديد كرده او را به عجب و كبر وادار مىكند ؛ و هر چه در او حبّ نفس و دنيا بيشتر باشد ، اين امور در او بيشتر مؤثر واقع شود . فصل در بيان علاج تكبّر است اكنون كه مفاسد كبر را دانستى ، در صدد علاج نفس برآ ؛ و دامن همّت به كمر زن براى پاك كردن قلب از اين كدورت و صاف كردن آيينهء دل از اين غبار غليظ . اگر اهل قوّت نفس و سعهء صدرى و ريشهء حبّ دنيا در دلت محكم نشده و زخارف دنيا در قلبت پر جلوه نكرده است و چشم اعتبار و انصافت باز است ، همان فصل سابق بهترين علاج‌هاى علمى است . و اگر در اين مرحله وارد نيستى ، قدرى تفكّر در حالات خودت كن شايد دلت بيدار شود . اى انسانى كه اوّل امرت هيچ نبودى و در كتم عدم دهرهاى غير متناهيه بودى ، ناچيزتر از عدم و محو از صفحهء وجود چيست ؟ پس از آن‌كه ارادهء حق تعلق گرفت به پيدايش تو ، از بس ناقص القابليه و پست و ناچيز بودى و قابل قبول فيض نبودى تو را از هيولاى عالم ، كه جز قوهء محض و ضعف صِرف چيزى نبود ، به صورت جسميه و عنصريه ، كه أخسّ موجودات و پست‌ترين كائنات است ، در آورد . و از آن‌جا تو را به صورت نطفه‌اى كه اگر دستت به آن آلوده گردد استقذار كنى و او را با زحمت پاك كنى در آورد و در منزلى بس تنگ و پليد ، كه آن انثيين پدر است ، جايگزين كرد . و از مجراى بول تو را در حال زشت فجيعى به رحم مادر وارد كرد ؛ و تو را در جايى منزل داد كه از ذكر آن متنفر شوى . و در آن‌جا تو را به شكل علقه و مضغه درآورد ؛ و با غذايى تربيت